السيد الطباطبائي

94

مجموعه رسائل ( فارسى )

سيال‌الهويه خود برهان است بر اين‌كه « اللَّه » فقط او حق مطلق است - / و ديگران با افاضهء او حق مىشوند - / و همانا اوست كه مردگان را جان مىبخشد و در كسوت خلق جديد در مىآورد ، و فقط اوست كه به همه چيز توانايى دارد ، و آن خلق جديد ساعت نام « يعنى رستاخيز » كه سعى در آمدن دارد ، آمدنى است ترديدى در آن نيست ، و فقط « اللَّه » است كه مردم را از گورستان بر مىانگيزاند . بيان اجمالى اين برهان معصوم از هر خطا ، بر اثبات خلق جديد مستمر بدين‌گونه است : بشر در محيط زندگى خويش مىبيند كه برخى از اجسام عارى از هرگونه حيات ، بالضرورة والعيان تغيير مىيابد و آفريدهء نوينى مىگردد ؛ مثلًا جوهر جمادى و غير نامى كه محصول خاك و مولود زمين است ، مانند غذاى معينى ، ممكن است تغيير پذيرد و به جوهر بالنده و نامى معينى ، تبديل شود ، و جوهر نامى مشخصى ، پذيراى دگرگونى شود ، و به حيوان مشخص و خلق جديدى مبدل گردد . بديهى است كه با فرض تعين قابل و مقبول ، نسبت ثابتى و اضافهء عينى بينشان برقرار است و به عبارتى : امكان وجود پديدهء مترقب‌الظهور ، قبل از ظهورش ، به گونه‌اى در قابل مفروض ، موجود است كه آن را به ممكن آتىالوجود ، مرتبط مىسازد ، و اين نسبت و امكان ، از حيث قرب و بعد و شدت و ضعف ، مختلف است ؛ مثلًا نسبت نطفه به حيوان نزديك‌تر و قوىتر از نسبت غذا به آن است و اين خود دليل است كه امكان و نسبت مذكور ، وجود عينى دارد نه صرف اعتبار عقلى است ، و چون نسبت نامبرده نسبت خارجى و عينى است ، لازمهء آن ، اتحاد منتسبين و تحقق آنها در ظرف وجود نسبت است چنان‌كه در مباحث وجود و عدم ثابت گرديده است . بنابراين ، ممكن مترقب‌الوجود ، داراى وجود واحد دو مرتبه‌اى است : مرتبهء ضعيف كه آثار مرغوبه‌اش بر آن مترتب نمىشود و مرتبهء قوى كه آثار مرغوبه‌اش بر آن مترتب مىگردد ، و چنانچه فرض كنيم : جوهر غذا ، قابل نطفه و نطفه ، قابل علقه و علقه ، قابل مضغه است ، براى جملگى يك وجود چهار مرتبه‌اى است كه سه مرتبهء آن